می دونم خيلی دير اومدم اما اومدم بگم من برگشتم  راستی يه چيز ديگه زندگی با آدما بازی های زيادی ميکنه اما بعضی وقتها بازيهاش به شيرينی بازيهای بچگی از همون بازيها که تو مغرورانه و پيروز به زور مامانت از خير ادامش ميگذشتی .

حالا با وجود اون تو زندگيم احساس اون دختر بچه رو دارم که ميدونه اينبار هيچکس نميتونه مجبورش کنه بازيشو نيمه تموم بذاره.

خودمونيما متاهل بودنم حس عجيبيه.

/ 0 نظر / 5 بازدید